بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

329

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

فرمان بردارى آنهاست مر خالق خود را بالذات و بالطبع وَ السَّماءَ رَفَعَها و آسمان را برداشت بر بالاى زمين و السماء منصوبست بفعلى كه رفعها مفسر آنست و تقدير كلام چنين است كه و رفع السماء وَ وَضَعَ الْمِيزانَ و وضع كرد ميزان را يعنى خلق كرد چيزى را كه به آن مقادير اشيا معلوم گردد چون ترازو و قپان و مكيال و مقياس تا در داد و ستد تسويه به عمل آيد و بعضى گفته‌اند كه مراد از ميزان عدلست يعنى خداى تعالى وضع عدل كرد تا انتظام عالم بقرار ماند از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله مرويست كه « بالعدل قامت السماوات و الارض » أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ اى لان لا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ يعنى وضع ميزان كرد تا اينكه تجاوز نكنيد در آنچه اشيا را به آن مىسنجيد يا آنكه از عدل متجاوز نشويد و در جميع امور عدالت را مرعى داريد وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ و بپاى داريد سنجيدن اشيا را بِالْقِسْطِ براستى وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ و كم مپيمائيد ترازو را تا آنكه در وقت پيمودن - اعمال در ترازوى قيامت خجالت نكشيد تكرير لفظ ميزان با آنكه مقام تقاضاى ايراد ضمير ميكرد به جهت مبالغه و زيادتى ترغيب است در استعمال آن و در تتمهء حديث حسين بن خالد است كه امام عليه السلم فرمود كه كه مراد از سماء در « وَ السَّماءَ رَفَعَها » حضرت رسالت پناه است كه حق تعالى مرتبهء او را برسالت و نبوت ارتفاع بخشيد و مراد از ميزان در « وَ وَضَعَ الْمِيزانَ » امير المؤمنين عليه السلم است كه حق تعالى او را براى اقامت عدل و انصاف در ميان خلايق نصب نمود و مراد از « أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ » اينست كه بر امام زمان عصيان نورزيد و مراد از « وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ » اينست كه بپاى داريد امام عدل را و غصب مكنيد حق او را كه خلافت و امامتست و ظلم برو روا مداريد . وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ و الارض منصوبست بفعل مقدر كه وضعها مفسر و معين آنست و تقدير كلام چنين است كه « و وضع الارض للانام » يعنى و بنهاد و بگسترانيد زمين را براى مردم و بعضى گفته‌اند كه مراد از انام هر ذى روح است كه حيوانات نيز